سپاه دانش
تاریخ ایران ازغندی ص27
تاریخ ایران ازغندی ص27
غربیان فاقد تاریخ وتمدنی باشکوه میباشند وبدلیل نداشتن تاریخ وتمدن باشکوه نارچارا جهت مطالعه در زمینه های تاریخ به شرقشناسی روی آوردندچرا که زمینه های لازم جهت مطالعات تاریخی بفراوانی شرق دردسترس ندارند وبعد از مطالعه درزمینه ملل شرق وتمدنهای شرقی بنظریه پردازی روی آورده که این نظریات دارای نکات بسیار مثبت ومفیدی میباشداما هیچگاه نظریاتشان خالی از کینه وغرض ورزی نبوده است ونهایتا سعی میکنند ملل شرق را بنوعی ضعیف وعقب مانده جلوه دهند وعقده وحقارت تاریخی عقب مانده گی خود را از لحاظ علم ودانش وتمدن در پس نظریات مغرضانه خود پنهان کنند وخود را برتر از شرق وملل شرق در زمینه علم ودانش وتمدن جلوه دهند ومتاسفانه عده زیادی از مردمان شرق نظریات محققان ومستشرقان شرق شناس را بدون توجه به اهدافشان ۱۰۰درصد وبدون هیچ شک وتردیدی باور دارند.
حال این سوال مطرح میگردد که چرا غربیان که از لحاظ جغرافیایی دارای سرزمینهایی بمراتب بهتر از سرزمینهای شرقی بالاخص ایران دارا بودند چرا همانند ایران از لحاظ علم ودانش دارای یک تمدن هم سطح وهم زمان با تمدن سیلک کاشان یا شهرسوخته زابل نیستند
چرا اکثر نظریه پردازیهای سیاسی غربیان دررابطه با جمهوری اسلامی ایران بشکست منتهی میگردد غربیان اهدافشان از مطالعات تاریخی درزمینه شرق بلاخص ایران بدلیل اینکه چونکه هدفشان ازین تحقیقات ومطالعات اهداف استعماری وبرتری جویانه وجبران حقارت تاریخی که فاقد تمدنهای باشکوه وباعظمتی چون ایران بوده اند باوراندن روح تحقیر وعقب ماندگی وبرتری غرب برماست که متاسفانه عده زیادی ازمحققان علوم انسانی ما نیزاین اهداف را نشناخته ونظریات غربیان راچشم وگوشه بسته قبول دارند
دکتر شیرین بیانی.تاریخ باستان ج۲.ص ۱۱
لولوبیها اقوام ساکن در کوههای زاگرس در هزاره سوم ق.م بوده اند چون حکومت اورارتو آنان رادشمن خود میدانستند این اقوام را <<لولو>> به معنی بیگانه میخواندند بهمین خاطر این اقوام بنام لولوبی شهرت یافتند
دکتر شیرین بیانی.تاریخ ایران باستان.ج۲ص۱۳
کسانی که ایمان آورده اند ویهود وصابئان ونصاری ومجوس ومشرکان،خداوند درمیان آنها روز قیامت داوری میکند وحق را از باطل جدا میسازد،خداوند بر هرچیز گواه است(واز همه چیز آگاه).
برای اثبات یکتا پرستی ایرانیان باستان قبلا هم درین وب لاگ مطلبی نوشته بودم و برای اثبات یکتاپرست بودن زرتشت که پیامبر و فرستاده خداست ابتدا به آیه ۱۷سوره حج استناد شد و به دو روایت از پیامبر (ص)و حضرت علی(ع ) از تفسیر نمونه ج ۱۴ص ۴۵الی ۴۶ استناد میگردد.
در بعضی از روایات میخوانیم مشرکان مکه از پیامبر (ص)تقاضا کردند از آنها جزیه بگیرد،واجازه بت پرستی به آنها را بدهد پیامبر (ص)فرمود من جز از اهل کتاب جزیه نمیگیرم ، آنها در پاسخ نوشتند تو چگونه چنین می گوئی در حالی که از مجوس منطقه<<هجر>>جزیه گرفته ای؟پیامبر (ص) فرمود ان المجوس کان لهم نبی فقتلوه وکتاب احرقوه //مجوس پیامبری داشتند وکتاب آسمانی ، پیامبرشان را به قتل رساندند، وکتاب اورا آتش زدند.
درحدیث دیگری از اصبغ بن نباته میخوانیم که علی (ع)بر فراز منبر فرمود سلونی قبل ان تفقدونی ازمن سوال کنید پیش از آنکه مرا نیابید.
اشعث بن قیس(منافق معروف)برخاست وگفت :ای امیر مومنان چگونه از مجوس جزیه گرفته میشوددر حالی که کتاب آسمانی بر آنها نازل نشد وپیامبری نداشته اند؟علی (ع)فرمود آری ای اشعث قد انزل الله الیهم کتابا وبعث الیهم نبیا خداوند کتابی بر آنها نازل کرد وپیامبری مبعوث نموده است
بنقل ازجهان درعصر بعثت ص۶۱
علی امینی نخست وزیر محمد رضا شاه برای مبارزه با فساد حاکم بر ساختار اداری رژیم پهلوی جمعی ازسران حکومت ازنظامیان عالیرتبه گرفته تا مقامهای اقتصادی را دستگیر کرد تا گناه مفاسد اقتصادی وسیاسی رژیم پهلوی را بگردن آنها بیندازد.
در سال ۵۶ودر هنگام ایجاد فضای باز سیاسی وروی کار آمدن جمشید آموزگار :با اعلام تشکیل کمیسیون شاهنشاهی برای مبارزه با فساد به مبارزه با مفاسد اقتصادی پرداخت.
ودرسال ۵۷ با روی کار آمدن ازهاری به نخست وزیری ازهاری برای مبارزه بافساد وبرای ایجاد رضایت ووجود آرامش جمعی از سران بد نام رژیم پهلوی نظیر هویدا ونصیری ریس ساواک را دستگیر وزندانی کرد.
حال سوال اینست؟چرا در ایران فساد اداری وجود دارد ودلیل این فساد اداری چیست ؟که اکثر دولتمردانی که در ایران روی کار میایند برای جلب رضایت مردم وعده مبارزه با مفاسد اقتصادی را میدهند؟راه حل این مشکل بزرگ وتاریخی چیست؟
چرا همه سیاستمدارانی که در ایران روی کار می آیند شعار مبارزه با فساد اقتصادی وایجاد رفاه اجتماعی واقتصادی را سر میدهند ووعده های آنچنانی......؟
سوال من از شما خواننده محترم اینست آیا در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۹۲ شعار اصلی ومحوری کاندیداها :مبارزه با مفاسد اقتصادی و ایجاد رفاه اجتماعی نیست؟ مانند انتخابات دوره قبل که شعار ریس جمهور فعلی ما مبارزه با مفاسد اقتصادی بود؟
بنقل از کتاب نهضت شعوبیه نوشته دکتر حسینعلی ممتحن ص۳۵۱
۱ـکسانی که متهم به زنا با زنان آزاد بودند نه کنیزکان وبردگان
۲ـکسانی که متهم به استعمال واستفاده از مواد مخدر بودند
۳ـکسانی که متهم به سحر وجادوگری بودند
بنقل از اردشیر خدادادیان ج سوم ایران باستان دوره هخامنشی
یکی ازموضوعاتی که ذهن پژوهشگران ومورخان وباستان شناسان را بخود مشغول داشته است نوع حجاب وپوشش زنان در ایران باستان میباشد واین حقیقت در کتیبه های ایران باستان بروشنی آشکار گردیده است که زنان در ایران باستان دارای حجاب وپوشش بوده اند زیرا در کتیبه های بجای مانده در تخت جمشید هیچ زنی برهنه نمیباشد.
حال سوال ازمردان غیرتمند ایرانی اینست که واقعا نمایاندن زنان در خیابان باآرایش ولباسهای آنچنانی بیانگر فرهنگ وتمدن وپیشرفت میباشد؟
اگر چنین بوده است قطعا کورش وداریوش برای نمایاندن علم ودانش وشکوه وپیشرفت ایرانیان باستان که سر آمد روزگار خود بوده اند زنان خود را بصورت برهنه در کتیبه ها برا تماشای نمایندگان ملل تابعه که بدیدارشان میرفتند بنمایش در میآوردند؟
واقعا مرد ایرانی وغیرت ایرانی را باید در کتیبه های ایران باستان در تخت جمشید جستجو کرد.نه در خیابانهای شمال شهر؟؟
ابن اسفندیار نیز مینویسد:قلعه شاه دژ در هزارگری ودردست اسپهبد رستم بن قارن بن شهریار است.
درسال ۲۵۴ه.ق هزاره گری با شاه دژ دردست ملک الجبال قارن بن شهریار است .
مولانا اولیاءالله آملی نیز محل شاه دژ رادر هزارگری میداند ومینویسد:شاه دژ به هزارگری نهاده بود.
بنقل از کتاب از آستارا تا استر آباد :دکتر منوچهر ستوده ج۴بخش دوم ص ۷۷۰ـ۷۶۹
سادات لنگر از اولاد امامزاده امیر سید علی که درروستای لنگر مدفون میباشد فرزن میر جبرییل فرزند میرعماد میباشند .
قدیمیترین سندی که از قدمت وسابقه تاریخی روستای لنگر سخن بمیان میاوردمربوط به حدود ۱۲۰۰سال قبل دردوره حکومت علویان طبرستان میباشد که در کتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیار مکتوب گردیده ودر تاریخ طبرستان مرعشی در ص ۹۴ نقل شده است که...ونایب داعی سید قاسم را بگرفت وبه شاه دز (قلعه شاه دژبا ارتفاع ۲۸۰۳ متر در جنوب روستای لنگر قرار دارد)در هزار جریب فرستاد....سال ۲۲۷ه.ق
اندیشه نوین اسلامی ص ۱۰۶ نوشته دکتر محمد بهی
هنگام روی کار آمدن ساسانیان .ساسانیان تا توان داشتند در محو آثار اشکانیان وبدنام جلو ه دادن اشکانیان کوشیدند واین فرهنگ غلط تداوم یافت تا زمانی که آقا محمدخان قاجار بعد از دستگیری لطفعلی زند فرمان داد تا چشمانش را از حدقه در آورند وبعد از تاجگذاری دستور داد تا استخوانهای کریم خان زند را قبر بیرون آورده ودر پای تخت شاهی اش دفن نمایند تا همیشه از روی استخوانهای کریم خان بر تخت شاهی جلوس نماید.
باروی کار آمدن سلسله پهلوی همین فرهنگ غلط ادامه یافت و دولت پهلوی برای بد نام جلوه دادن قاجار از هیچ تلاشی فرو گذار نکردند(هرچند که قاجارها نام نیکی از خود بجای نگذاشتند)
حتی در خود دوره پهلوی آمدن رضا خان با چه تبلیغات وووعده هایی بوده است ورفتن رضاخان هم با چه حرفهایی که مردم بارفتن دیکتاتور نفسی براحتی کشیدند .
اما این روند هم چنان تداوم دارد آمدن هاشمی رفسنجانی مردم چه میگفتند .تمام مشکلات مملکت حل خواهد شد هاشمی سردار سازندگی اما در پایان دوره ریاست جمهوری اش میگفتند همه مشکلات مملکت ناشی از سیاستهای آقای هاشمی بوده است.
خاتمی میآید وعده تفاهم وگفتگو و........... اورا آنچنان بزرگ کردند که انکار یک منجی برای ملت ایران در راه است.اما در آخر کار چه میگفتند ؟همه مشکلاتمان بخاطر سیاستهای خاتمی بوده است؟
احمدی نژاد میاید معجزه هزاره سوم و هزاران تبلیغ دیگر مردی ازجنس مردم و..........
واما امروز چه میگویند تمام مشکلاتمان ناشی از سیاستهای احمدی نژاد میباشد .بگذریم حال سوال اینست؟چرا ما دچار چنین فرهنگ غلطی هستیم یک روز یکی را به عرش میبریم وفردا که از او متنفر میشویم وخوشمان نمیآید اورا زیرپا میگذاریم وبه فرش زیر پایمان تبدیل میکنیم چرا دچار دچار چنین دوگانگی وتضاد فکری هستیم؟
آیا امروز درین جهان به اصطلاح متمدن قانونی تصویب میگردد تا رجال وسیاسمتدارانی که نتیجه سیاستهای احمقانه آنان جنگ وکشتار وفساد وظلم وخونریزی میباشد را به دادگاه عدالت بسپارد؟
به نقل از تاریخ بلعمی
آلفردخیلی ناراحت شدباخود فکرکرد آیا خوب است که من راپس ازمرگ اینگونه بشناسند؟سریع وصیتنامه اش را آورد وبسیاری راخط زد واصلاح کرد .پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه برای صلح وپیشرفت های صلح آمیز شود.
۱ـازنظر مردم استبداد زده ایران که توان نه گفتن به شاه را نداشتند وقدرت استبدادی شاه از نظر مردم شکست ناپذیر بود این قدرت پوشالی با فتوای میرزای شیرازی درهم فروریخت وبه مردم ساده وبیسواد آموخت که میتوان دربرابر شاه هم ایستاد وقد علم کرد ووبه نیرون ایمان متکی بود وبه شاه مملکت هم میتوان نه گفت
۲ـازنظر مردم تحت سلطه استعمارانگلیس (استعمارغیر مستقیم )قدرت استعمارانگلیس شکست ناپذیر بود وآفتاب که هیچگاه در قلمرومستعمرات انگلیس غروب نمیکرد.این مردم بیسواد وعقب مانده ووحشی (در نظر انگلیسیها)بدون کوچکترین تجهیزات نظامی وقدرت اقتصادی وجنگ وخونریزی توانست ابهت شکست ناپذیریاستعمار انگلیس را درهم فروریزند.
۳ـحال سوال اینست که این مردم بیسواد فقیر وعقب مانده از لحاظ سیاسی اقتصادی وفرهنگی باچه آگاهی وشعوری به مقابله با استبدادشاهی واستعمار انگلیس پرداختند ؟
۴ـآیا میرزای شیرازی که در حوزه علمیه سامرا مشغول تدریس علوم دینی بود جز قدرت ایمان دارای چه سلاح وقدرتی از لحاظ سیاسی ونظامی واقتصادی در مقایسه با استعمار انگلیس واستبدادشاه بوده است؟که بایک خط فتوا توانست ثابت کند که استبداد واستعمار را میتوان بانیروی ایمان بزانو درآورد.
۵ـنتیجه کلی اینست که چرا امروز مسلمانان بجای تکیه بر نیروی ایمان چرا بجان هم افتادند وفتوا قتل همدیگر را در جاجای سرزمینهای اسلامی میدهند وبجای مبارزه با استعمارواستبداد مدرن در پوشش حقوق بشر در فکر اثبات خلافت و ارتداد دیگر مسلمانان هستند؟آیا امروز مامسلمانان نمیتوانیم با تحریم کالاهای غربی به جای مبارزه مسلحانه به جنگ با دشمنان اسلام وتوهین کنندگان به مقدسات اسلامی برویم ؟مگر میرزای شیرازی به جنگ مسلحانه با استبداد واستعمار رفت که توانست قدرت آنان را بزانو درآورد؟وظیفه علمای دینی درعصر حاضر چیست؟بنشینند ودعوی اثبات خلافت داشته باشند ویا درجهت آگاهی مسلمانان در مبارزه با استعمار مدرن در پوشش آزادی وحقوق بشر تلاش کنند.
حال سوال اینست که چه تفاوتی بین بستن آب به روی امام حسین(ع)ومحاصره اقتصادی ملت ایران در عصر حاضر وجود دارد؟؟؟
مهم ترین تفاوتی که وجوددارد این است که عاملان شهادت امام حسین (ع)ویارانش اعرابی بودند که با وجود اینکه به ظاهر مسلمان بودند ریشه در فرهنگ جاهلیت وتوحش وبربریت اعراب جاهل قبل از اسلام داشته ودر آن فرهنگ رشد وتربیت یافته بودند وازآنان هیچ انتظاری بیش ازین نیست.
واما عاملان محاصره اقتصادی ملت ایران ودیگر ملتهای مستقل چه کسانی هستند؟
کسانی هستند که در ظاهر با پوششهای بسیار آراسته وبظاهر زیبا وبا ادعای علم ودانش وآگاهی تمدن ودفاع از حقوق بشر دست به محاصره اقتصادی میزنند وآیا ما بایدشعارهای اینان مبنی بر ادعای دفاع ازحقوق بشر وانسان دوستی رابپذیریم ؟ با تشابه بین محاصره امام حسین (ع)درصحرای کربلا ومحاصره اقتصادی ملت ایران باین نتیجه میرسیم که هیچ تفاوتی میان جباران وستمکاران وظالمان در تاریخ وجود ندارد وآنانی که شعارهای به اصطلاح صلح طلبانه وادعای دفاع از حقوق بشر این عاملان محاصره اقتصادی را قبول دارند بسیار ساده لوح وخوش باورند
کتیبه منسوب به آریارمن برادر جدکورش بزرگ بنیانگذار هخامنشیان(این کتیبه درموزه برلین نگه داری میشود)آریارمن شاه بزرگ شاه شاهان شاه درپارس پسر چیش پیش شاه نوه هخامنش است آریارمن شاه گوید این سرزمین پارس که من دارم اسبان خوب ومردمان خوبی دارد اهورمزدا خدای بزرگ آن را به من سپرده است بخواست اهورمزدا من در این سرزمین شاه هستم آریارمن شاه گوید اهورا مزدا یاور من باشد
دربندهای کتیبه بیستون داریوش بزرگ میگوید بخواست اهورامزدا من شاه هستم واو شاهی را بمن هدیه داده است
در بند ۶کتیبه میگوید بخواست اهورامزدا من بر این کشور پادشاهی کردم دربند۷میگوید بخواست اهورامزدا این کشور تحت فرمان من بوده وبمن مالیات دادند وشبانه روز فرمان مرا اطاعت کردند.
متاسفانه عدهای بر این باورند که آثار بجای مانده از شاهان پیش از اسلام نمادهای کفر وشرک میباشند ولی به ایات قرآن که تاکید بر عبرت آموزی از گذشته دارد توجهی ندارند
دریک مقایسه کوچک در آثار بجای مانده از متن کتیبه های هخامنشیان که سخن از پاکی وراستی وزشت شمردن دروغ وخشکسالی دارد کتیبه های شاهان آشوری افتخار به قتل وغارت وخونریزی دارد چگونه میتوان ملتی که کتیبه های بجای مانده از پدرانش را سخن از مهر ومحبت واحترام به عقاید دیگر ملتها رادارد رامتهم به ترور ووحشگیری وآدم کشی کرد که پدران آنانی که مارا متهم به ترور ووحشیگری وآدم کشی میکنند لذت وتفریح آنان جنگ بردگان باهم ویا جنگ بردگان با حیوانات درنده برای لذت آنان بوده است